به گزارش خبرنگار میراث آریا، فیلم مستند «ارس، رود خروشان» ساخته هادی آفریده عصر سهشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ در سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر به نمایش در آمد و پس از نمایش این مستند ۷۰ دقیقهای نشست پرسش و پاسخ آن با حضور فیلمساز و فرانک آرتا مسئول سینماتک و دبیر جلسه برگزار شد.
ارس؛ فراتر از یک مستند محیطزیستی
در ابتدا هادی آفریده درباره انتخاب رود ارس بهعنوان سوژه فیلم گفت: من معمولا موضوعات فرهنگی و محیطزیستی را با رویکرد اجتماعی بررسی میکنم و برای این فیلم دوست داشتم فیلمی محیطزیستی بسازم که صرفا یک فیلم محیطزیستی نباشد.
به گفته او، مسیر پژوهش و تولید فیلم بهتدریج ابعاد تاریخی، اجتماعی و محیطزیستی ارس را آشکار کرد؛ بهویژه زندگی مردمی که در کرانههای این رودخانه زندگی میکنند.
آفریده با اشاره به اینکه ارس از معدود رودهای بزرگ ایران است که همچنان جریان دارد، نسبت به پیامدهای سدسازی در بالادست این رودخانه در کشور ترکیه و احتمال آسیب به حیات آن ابراز نگرانی کرد.
سه سال تولید میان مجوزهای بیاثر
کارگردان «ارس، رود خروشان» با اشاره به اینکه تولید فیلم حدود سه سال پیش آغاز شده و تصویربرداری آن در استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل انجام شده است، از دشواریهای تولید گفت و توضیح داد: با وجود دریافت مجوزهای متعدد، گروه فیلمبرداری بارها با موانع اجرایی مواجه شد و حتی در برخی موارد، مرزبانان گروه را بازداشت میکردند.
آفریده با بیان اینکه ما مستندسازها را کسی گردن نمیگیرد و هیچکس مجوز دستگاه دیگر را قبول ندارد، افزود: حدود ۸۰ درصد فیلم بهصورت پنهانی و از لابهلای درختان و شمشادها تصویربرداری شده است؛ حتی با وجود اینکه پروژه از حمایت مالی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برخوردار بوده است، تقریبا تنها دستگاهی که کمک کرد وزارت میراثفرهنگی بود و مرزبانی استان اردبیل نیز در روند تولید همراهی خوبی با گروه داشت.
پژوهش؛ از جغرافیا تا زندگی مردم
آفریده پژوهش را یکی از مهمترین مراحل ساخت فیلم دانست و گفت: پس از مطالعات اولیه، برای بازبینی لوکیشنها به منطقه سفر کردم و پژوهش خود را گسترش دادم، زیرا مطالعات مکتوب همیشه با واقعیتهای روز منطقه همخوان نیستند. تلاش کردم با رویکرد مونوگرافی کار کنم و با بررسی یک اقلیم از جنبههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و زیستمحیطی، تصویری جامع از منطقه ارائه دهم؛ روشی که در دهههای سی تا پنجاه نیز مورد توجه بود و مهرداد بهار از افراد شاخصی بود که در این حوزه کار کرده است.
کارگردان فیلم «ارس، رود خروشان» همچنین توضیح داد: برخلاف آثار قبلیام، در این مستند استفاده از تصاویر آرشیوی را به حداقل رساندم و تلاش کردم بار دراماتیک روایت بر دوش راوی فیلم باشد.
روایت اولشخص رود ارس؛ از طبیعت تا شخصیتپردازی در سینمای مستند
آفریده درباره انتخاب روایت اولشخص از زبان رود ارس و اهمیت نریشن در سینمای مستند، از همکاری با شبنم مقدمی در این فیلم یاد کرد و گفت: هدفم ایجاد احساس نزدیکی بیشتر میان مخاطب و رودخانه بوده است و تلاش کردم راوی، ارس را به شخصیتی زنده و قابلدرک برای مخاطب تبدیل کند. گوینده مستند نباید صرفا متن را بخواند، بلکه باید به روایت، شخصیت ببخشد و ابعاد دراماتیک آن را تقویت کند.
شکلگیری زبان مشترک میان کارگردان، فیلمبردار و تدوینگر؛ سه ضلع مثلث مستندسازی
این کارگردان درباره همکاری با رضا تیموری فیلمبردار مستند «ارس، رود خروشان»، گفت: قطعا او یکی از شاخصترین فیلمبرداران حوزه مستند و از نسل سینمای آنالوگ است؛ مدیوم سینمای مستند را به ویژه در حوزه سینمای مردمشناسی به واسطه بیش از سی سالی که در این حوزه کار میکند خیلی خوب میشناسد. وقتی با او کار میکنی به کم قانع نیستی و ما طی ۱۵ سالی که با هم کار کردهایم به زبان مشترک رسیدهایم.
او معتقد است در ساخت یک مستند موفق، کارگردان، فیلمبردار و تدوینگر هر سه نقشی مولف دارند و کیفیت نهایی اثر از تعامل این سه ضلع مثلث شکل میگیرد.
ارس؛ گذرگاه تاریخ و پیوند فرهنگها
آفریده با بیان اینکه ساخت بسیاری از فیلمهایش از سفر آغاز شدهاند، افزود: به تاریخ و جغرافیای این منطقه علاقهمند بوده و هستم، منطقه ارس در چهار قرن گذشته شاهد تحولات مهم جغرافیایی، جنگها و دگرگونیهای تاریخی بوده و همچنان از نظر فرهنگی و اقتصادی اهمیت دارد. این منطقه همچنین محل تلاقی فرهنگها و اقوام مختلف، از جمله ارامنه، بوده است.
کارگردان «ارس، رود خروشان» با اشاره به گفتوگوهایش با روستانشینان منطقه، افزود: برخی از ساکنان ایرانی ترکزبان، تحت تاثیر شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، تصور میکردند با مهاجرت به آن سوی مرز زندگی بهتری خواهند داشت؛ اما بعضی از این تجربهها به بازگشت و سرخوردگی منجر شده است.
سینمای مستند؛ پلی برای گفتوگوی فرهنگی و شناخت یکدیگر
آفریده تاکید کرد: در شرایطی که کشور به گفتوگوی فرهنگی نیاز دارد، بهتر است پیش از گفتوگوی سیاسی، از طریق چنین فیلمهایی بیشتر با یکدیگر آشنا شویم.
کارگردان «کاریز قصه آب» با انتقاد از وضعیت اقتصادی این حوزه، گفت: این سینما در ایران بهجای آنکه یک فرصت فرهنگی و تاریخی تلقی شود، گاهی به چشم تهدید دیده میشود. ایران ظرفیت بالایی برای تبدیل سینمای مستند به یک صنعت فرهنگی و حتی صادرات به دیگر کشورها دارد، اما نبود حمایت موثر و نگاه فرهنگی در مدیریت این حوزه، مانع بهرهبرداری از این ظرفیت شده است.
لکلکها، موجها و آتش؛ روایت با نشانههای سمبولیک و معاصر
آفریده درباره استفاده از تصاویر تکرارشونده لکلکها در فیلم توضیح داد: این پرندگان، هم بخشی از زیستبوم منطقهاند و هم نقشی دراماتیک در روایت دارند؛ گویی از آغاز سفر تا پایان فیلم، همراه رودخانه حرکت میکنند و در نهایت بر فراز دریای کاسپین ظاهر میشوند.
او همچنین به تلاش برای یافتن معادلهای تصویری بهجای استفاده از اسناد و تصاویر آرشیوی اشاره کرد و افزود: به دلیل استفاده نکردن از آرشیوهای تصویری، تلاش کردم نمونههای سمبولیک و ما به ازاهای معاصر پیدا کنم.
نمادها و نشانهها، دریچهای به تخیل مخاطب
کارگردان «ارس، رود خروشان» با اشاره به سکانسهای مربوط به جزیره ستوان کثیری، ادامه داد: او یک قهرمان ملی است و فکر کردم اگر نخواهیم از عکس کارت سربازی و اسناد موجود استفاده کنیم، چگونه میتوانیم ستوان کثیری را نشان دهیم. روزهای فیلمبرداری پسر نوجوانی را دیدم که در موجهای سخت شنا میکند و با اینکه در دکوپاژم نبود، فکر کردم مقاومت این پسر در مقابل موجهای سخت میتواند سمبول جالبی باشد.
به گفته آفریده در صحنهای دیگر نیز آتشسوزی مزارع منطقه قرهباغ به تصویری از جنگها، ویرانیها و دگرگونیهایی اشاره میکند.
این کارگردان در پایان توضیح داد: هدفش تنها بازنمایی مستقیم واقعیت نیست، بلکه میخواهد با استفاده از نشانهها و نمادهای تصویری، فضایی برای تخیل مخاطب ایجاد کند تا او نیز در تکمیل معنای فیلم مشارکت داشته باشد.
انتهای پیام/
نظر شما